میخ
كـــرده ام كنـــــكاش در دنياي ميخ
نيست شيعي درجهان همتاي ميخ
يك نفر مي گفت تنها جسم؟ نـــه
جان فداي قامت رعنـــــــــاي ميخ
مي شود هرجا فــــرو بي دردسر
آفــــــــــــرين بر همت والاي ميخ
ميخ اگر كج گشت اول،لاجــــــرم
مي رود تاعرش، واويــــــلاي ميخ
يا اگر چسبيـد بر معشوق خويش
كي رها مي سازدش آقـاي ميخ؟
مته برقي در كنارش كوچك است
او كجا و قــــــــــــدرت بالاي ميخ
ميخ،گاهي سخت مجنون ميشود
تخته باشد بي گمان ليـــلاي ميخ
ميخ اگرگردد كسي بر ميــــــخ ما
بوسه خواهدزدبه دست وپاي ميخ
قــلدري را بــرده از پــاپــا بــه ارث
مرحبا بر جــــــــد و بر آبــاي ميخ
گفت شخصي ازگروه پــــــرفشار
بنده هستم عضوي ازاعضاي ميخ
با چكش سركــــوب كردم روزقبل
كودتاي دشــمن فــــــــرداي ميخ
جز نشستن دردل اجسام سخت
چيست اي مردم مگرمعناي ميخ؟
در ميان ميـــــــــخ هاي حرفه اي
ميخ فولادي شداست آقــاي ميخ
ميختان ايمن بمــــــــــاند از گزند
باتوام، نجـــار،اي اوســـــاي ميخ
بعدازاين اين ملك ميخستان شود
با همين اشعاربس زيبــــاي ميخ
خط من ميخي و،شعرم همچنين
دفترم سرتا به پا امضــــــاي ميخ
من ولي يك عمــرسالم مانده ام
گرچه بودم غرق در دريــــاي ميخ
بارها ديدم چكش بــوسيده است
دست من را،پاي من را جاي ميخ
با وجود اين همه جنس لطيـــــف
بنـــــده دارم باز هم سوداي ميخ
من كه ميخواهم بــــراي دوستان
از درون حنجره از نــــــــــاي ميخ
لذتي دارد ميـــــــــــــــان انجمن
شعرخواني درشب يـــلداي ميخ
(خالو راشد انصاري)
-----------------------------------
واینم کامنت شعرآگین من با وزن و قافيه اي ديگه
--------------------------
چندسالي پيش هم رفــتــيــد استقبال ميخ
شرح مشروحي! بفرموديـــــد از احوال ميخ
خُب،بفرمايــيــد آيـا اين همان ميخ است؟يا
ميخ ديگرهست وصفش گفته اي نقال ميخ؟
يا كه در سال جديد آورده اي ميخي جـديـد
تا بـگردد ميخ نــو در سال نــو دنبـــال ميخ؟
گفته اند از حيث نام امسال شدسال نهنگ
بعله! اماكاشكي امسال مي شدسال ميخ
خُب،عزيزم تازگي ها، تاجر ميـخـي شدي؟
سود سرشاري نصيبت گــردد اي دلٌال ميخ
بنده مي حدسم شما در دفتركارخــــــودت
بر در و ديـوارها كــوبـيــده اي تمثــال ميخ
مي توان هرميخ را زيبا به تصويـرش كشيد
فيلمهاي سينمايي ساخت يـا سريال ميخ
ميخ هابرآدمي،خوش يُمن وخوشروبوده اند
اي بنازم برخــوش اقبــالي ما، در فال ميخ
گفت نـجــاري زميــخ و قــدرت پـنـهان آن
واي برآن تختـه اي كافتــاده درچنگال ميخ
موي آدم سيخ از هر ميـــخ مي گردد اگر
كس سر و كارش بيفتدبا جَر وجنجال ميخ
ميخ هم مانند انسان مي كند نَـقل مـكان
خوش بحال آن كسي كوميشودحمٌال ميخ
اي بنـازم برشما (خالو)ي خوب و نـازنـيـن
كاين قَدَرهستيدهم دلسوزوهم فعٌال ميخ
من زبانم قاصر از مدٌاحي ميـــخ شماست
پس شوم خاموش وميگردم ازاين پس لال ميخ
توخوش اقبالي(اغو)خوش باش ازاقبال خود
اي الهي بـــر نـگردد از كسي اقبــال ميخ!
