
نگاه بارون به زمین میخوره دامنه ابرا داره چین میخوره
گنجشکا روی شاخه ها میترسن رو شاخه ها برگا دارن میرقصن
بالا میگیره کار برگ ریزون روی زمین برگا میشن فراوون
بارون همینطور که داره می باره هر طرفی یه رد پا میذاره
قطره که از اون بالا پیدا میشه وقتی زمین میخوره خاک پا میشه
بین نگاه و دل بازم سایشه درصدشم که رو به افزایشه
باد که براش سد درختا هیچه میاد به سمت باغچه ها میپیچه
حال و روزه زاغه دیگه سیاهه قارو قاره کلاغه رو به راهه
مترسکه یه گوشه جون میکنه بدون چتره داره غر میزنه
اینقدر دلت رو خالی و پر نکن بشین دیگه اینقده غرغر نکن
رفته مترسک تو محیط زیستش سر قراره اون که دیگه نیستش
پاهاش تو خاک ریشه دواونده مونده کلاغارو همش پرونده مونده
مترسکه تو رو رصد نکرده هیچ وخ واست خیال بد نکرده
وقتی که رد میشی صدات میکنه زیر چشی یواش نگات میکنه
دوس داره که تو لحظه ی دنج تو دستو بذاره توی آرنج تو
دلش دیگه رنج داره میگیره دلش واست قنج میره میمیره
تو دله این شبا که خیلی سرده بازم داره دنبال تو میگرده
رفتیم سراغ قلب چوبی دیگه مترسک عاشق نمیشه کی میگه
تو این زمونه که وفوره جنگه عاشقیه مترسکا قشنگه
از تو نه چشمک و اشاره میخواد نه پست و ایمیل و شماره میخواد
کاری نداره که کرم یا زردی میذاره هر جور که بخوای بگردی
نه انتظاره وعده و قراری پا نداره بیاد چه انتظاری
حالی برای صحبتم نداره توقع محبتم نداره
نمیذاره به قلبش آتیش بیاد سوء تفاهمی براش پیش بیاد
کاری نداره هیچی حتی گاهی تو خونه تو کلاسی یا تو راهی
زیر پاهات جون و دلو ول میده دل نداره ولی بهت دل میده
زبون نداره بت میگه عزیزی نمیشنوی ولی تو حرفی چیزی
گوش نداره ولی بهت گوش میده دل میده و صد تا جونم روش میده
خلاصه که برات میمیره دیگه عاشقته ولی بهت نمیگه
اما همیشه آخرش قشنگه زندگییم با این چیزا میجنگه
کلاغای حسود کوچه باغا با لاشخورا و کرکسا و زاغا
عشق و بهش بد جوری حالی کردن نشستن و چشماشو خالی کردن
حالا دیگه مترسکه غمینه یه گوشه ای کز میکنه میشینه
24/7/86 5شنبه ساعت 16:45
پرنده های آخرش فرشـــته پرنده هایی که دلم نوشتـه
پرنده های برفای زمستـون پرنده های حرفای تو بارون
پرنده های گفتن از شنیدن پرنده های تو قفس پریدن
پرنده های رنگای پریـــــــده پرنده های آسمون ندیـده
پرنده های تو نگاه آهــــــــو پرنده های دائما هیا هـــو
پرنده های تا ابد تماشــــــا پرنده های سمت گرم رویا
پرنده های پاک بی گناهی پرنده های یاکریم و چاهـی
پرنده های خالیه همیشـــه پرنده های عاشقم نمیشه
پرنده های وقتی خیلی خسته پرنده های پر زدن شکسته
پرنده های بی گنـــــاه بودن پرنده های بی غزل سرودن
پرنده های پر زدن به دریــــا پرنده های تا افق تماشــــا
پرنده های غربـــــــت دوباره پرنده های کــــوچ تا ستاره
پرنده های بی تو بوی غربت پرنده های با تو گرم صحبت
پرنده های توی قاب ماهــــت پرنده های عاشق نگاهـــــت
پرنده های آسمون تنگـــــــم پرنده های چشم تو قشنگم...
پرنده ها اینجا هوای منـــــــه چشای اون فقط برای منـــــه.......
۸۶/۰۷/۱۰
دلم میخواد یه بیت بنویسید...
منم با یه بیت جوابتونو میدم.... از هر کی باشه مهم نیست... ولی از خودتون باشه بهتره...
یه چیزه خیلی مهم:::: باید به نظر خودتون این خانوم بیته!!!! یا اقا بیته!!! خوشگل باشه...
راستی اولش بنویسید خانوم بیت!... بیت اقا!.... اقا بیته!... خلاصه جنسیتشو مشخص کنید.
ببینم چکار میکنید/
منتظرم/
راستی مثنوی پرندهارو هم جمعه صب براتون مینویسم/
مثنوی چشاش تعطیل...
حالا دیگه من و چشای ستاره
_ملتم ستاره دارن؟!!... ستاره منو ندیدن._حالا می خوام;
بازم کتاب عشقو تالیف کنم
یخورده از چشاشو تعریف کنم:
..................................
..................................
دلم دیگه با غم و غصه جفته یه دنیا حرف تو دلمه نگفته
نمیدونم دیگه باید چی بگم حرف دلم رو جز تو با کی بگم؟
نیستی کجا نشستی سرد و تنها قایم شدی یه جایی پشت ابرا
چشمک نمیزنی به من ستاره دلم داره میترکه دوباره
کاشکی رو آسمونا یادم بودی یا که روی زمین کنارم بودی
کاشکی میومدی کنارم اینجا یا منو می بردی تو آسمونا
تو آسمون مثله چراغه نفتی آفتاب اومد ستاره جون تو رفتی
الان فقط تو فکر خوابیدنی یه گوشه ای گرم نتابیدنی
میگن چرا ستاره جون خوابیده صبح شده خب، شب چشاش رسیده
یالا بخواب ستاره بلوا نکن چشاتو روی هیچ کسی وا نکن
نذار که آفتاب رو تنت بشینه نذار کسی خوشگلیتو ببینه
باید همون تو آسمون بپری یه وقت نیای از کوچه ها بگذری
یهو یه نا رفیقی پیدات کنه یه چشم نا پاکی تماشات کنه
نبیندت چشم بد سیاهی نیوفته روی خوشگلیت نگاهی
پر شده روی این زمین یهودا چشم نخوری یه وقت از این حسودا
الهی که همین یکی دو روزه هر چی حسوده رو زمین بسوزه
می خوای آخه چه چیزی پیدا کنی؟ چه چیزی و می خوای تماشا کنی؟
دارم بهت میگم با مهربونی فقط باید تو آسمون بمونی
زمین پر از کینه و ظلم و جنگه نمیدونم چرا میگن قشنگه
زمین فقط یه مشت آب و گِله نمیدونم چرا میگن خوشگله!
خیلی کثیف و درهم و شلوغه هر کی میگه که خوشگله دروغه
جای نفس کشیدنم نمونده از چشم شب خواب خوش و پرونده
میگن که خیلی توپه خیلی تاپه! می بینی که فقط بچاپ بچاپه!
ما که دیدیم آهای خانم ستاره! روز و شباش فرقی با هم نداره
"86.4.17"
تو تاوان تمام کسانی هستی که عاشقشان نشدم
تقاص تمام قلبهایی که نشکستم
پس بی عذاب وجدان آتش بزن
هیزم کاری بجز سوختن ندارد ...
(۸ شهریور ۱۳۸۶)
**********************************
چشمهایت نقطه چین آسمانند که بی نهایت اشاره میکنند....
بی نهایت بی نظیر من !
هیچ وقت مرا با خودم تنها نگذار.
(۸شهریور ۱۳۸۶)
*************************************
آنقدر از تو عاشقم که بی تو نوشتنم نمی آید!
لحظه ای از آغوشت را برایم بفرست تا شعرم را جاودانه کنی....
(۱۰شهریور ۱۳۸۶)
*************************************
امشب به همان سادگی که نفس میکشم٬ شعر میگویم.
پس زیبای من نفس بکش !
بگذار واژه ها روی کاغذ من بیفتند...
(۱۰شهریور ۱۳۸۶)
......

