جمعه هفتم دی 1386 ساعت 0:32
سلام
سلام تنهایی متبرک به زیبائی...
سلام آرامش نزدیک به قلبم
به خودم و خودت...
به شادمانی تو خورشید می رقصم.
تا طلوع تو.
**************
به آفتاب که نگاه میکنم رنگ توست
به شب که نگاه میکنم رنگ توست
به زمین و آسمان که نگاه هم نکنم میدانم همرنگ تواند.
چطور از تو ننویسم که واژه ها همه از تو ساخته شده اند.
تو اولین کلمه ی هستی...
خدا به نام تو قسم میخورد.
..........................
خدا به نام تو قسم میخورد تو به عشق
خدا از تو حرف میزند تو از دل
خدا به تو نگاه میکند تو به من!
تا صبح بیدارم.میخواهم خدا را شکر بگویم.
نوشته شده توسط نادر ختایی | لینک ثابت | موضوع:

